۱۳۸۹ شهریور ۲۶, جمعه

یک روز اردیبهشتی

نویسنده : مژگان معظمی گودرزی(دانشجوی رشته حقوق – دانشگاه علمی کاربردی)
صبح یکی از روزهای اردیبهشت است . من طبق معمول ار خانه بیرون می آیم تا به دانشگاه بروم . نفس عمیقی می کشم . دیگر از عطر یاس روی دیوار همسایه خبری نیست . کفش هایم با سنگفرش پیاده روی مسیری که هر روز آن را تا ایستگاه تاکسی طی می کنم آشناست . با خود می گویم این سنگفرش ها جای پای آدم های زیادی را به حافظه سپرده اند و ناگهان چشمم به

۱۳۸۹ شهریور ۱, دوشنبه

روز بدشانسی

نویسنده :سید مهدی موسوی(دانشجوی رشته مخابرات - دانشگاه علمی کاربردی)
ساعت 6 بود که با صدای زنگ  موبایل که خودم آنرا برای خواندن نماز تنظیم کرده بودم بیدار شدم . هنوز ده دوازده دقیقه ای به طلوع آفتاب مانده بود . من هم برای وضو به بیرون از اتاق رفتم چون دم دم های صبح بود هنوز هوا کمی سرد بود به همین خاطر تا وضو بگیرم کلی سرما چشیدم .بعد از خواندن نماز به علت  اینکه شب قبل خیلی دیر خوابیده بودم تصمیم گرفتم کمی

۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه

یکروز در دانشگاه

نویسنده :آرزو پور رمضان(دانشجوی رشته مخابرات - دانشگاه علمی کاربردی)
گوشی ام را برای ساعت 45/5 دقیقه کوک کردم و حالا زنگ می زند چون تا دیر وقت تمرین های ریاضی را حل می کردم کمتر خوابیدم و شیرینی خواب به من اجازه بیدرا شدن نمی دهد بنابراین بدون هیچ تاملی زنگ گوشی را خاخموش کرده ،دوباره می خوابم .

۱۳۸۹ مرداد ۲۲, جمعه

یک روز تعطیل

نویسنده : فرهاد پیغامی حاجی کرد(دانشجوی دانشگاه علمی-کاربردی)
امروز پنج شنبه 6/3/89 است . ساعت 15/5 دقیقه برای انجام فریضه نماز صبح از جا بر خاستم و بعد از ادای نماز صبح طبق معمول هر روز برای خریدن دو عدد نان بربری به سمت نانوایی سر خیابان رفتم و دیدم که  نانوایی خلوت است و پول را دادم و دو عدد نان گرفتم و بعد از آن به مغازه سر کوچه رفتم و مقداری خرید کردم و به سمت خانه برگشتم. شاید تعجب کنید که

یک روز من

نویسنده : ر. ش(دانشجوی دانشگاه علمی-  کاربردی)
چشم ها را باز می کنم و در تفکر آنچه باید دید تمام ذهن خود را آرام می کنم و از این آرامش در وجودم به زندگی سلام می کنم و شروع یک روز بسیار خوب، تنی عاری از خستگی و روحی سبک و جسمی که باید از آنچه که به او می دهیم توان بگیرد و بعد به راه می افتم به سوی روزی که باید با آن دوست باشم . از پیچ و خم زیبایی و خنک و دوست داشتنی کوه های سر

۱۳۸۹ مرداد ۱, جمعه

درباره کتاب"دا"

نویسنده : مجتبی طایفه طاهر لو(دانشجوی حقوق گرایش شورای حل اختلاف - دانشاه علمی- کاربردی)
درباره کتاب "دا" نوشته زهرا حسینی به ا هتمام اعظم حسینی، چاپ صد و دهم، انتشارات سوره مهر
مشخصات کتاب :
812 صفحه ،11برگ فهرست ،پنج بخش تا صفحه 729، ضمائم از صفحه 733تا 752 ، عکس ها 757 تا 787 ،فهرست اعلام 787 تا 812

۱۳۸۹ تیر ۱۸, جمعه

یک روز از خانه تا دانشگاه

نویسنده :فهیمه حیدری (دانشجوی مخابرات- دانشگاه علمی کاربردی)
این صدای زنگ بیداری است که برای من یعنی شروع روز جدید و تجدید بیعت با خدا. برنامه ی کلی روزم را مرور می کنم ،یا علی و بلند می شوم . ساعت شش صبح روز پنج شنبه است . بعد از نماز بر می گردم به رختخواب چون هنوز خسته ام و دوست دارم دوباره بخوابم؛ ولی بیش از پنج دقیقه نمی شود چون باید بین

۱۳۸۹ تیر ۱۰, پنجشنبه

با پرسه های شبانه


نویسنده:حوریه توکلی (دانشجوی مخابرات - دانشگاه علمی کاربردی)
 به همراه پرسه های شبانه تا دم صبح با شعر و ترانه آمدم . به آسمان خیره شده بودم و به دنبال ستاره ام می گشتم،ای ستارۀ من ؟!در آسمانی و خبری از من نمی پرسی ،چشمانم بی فروغ شده ،باور نمی کنی که گاه اینجا ،روی زمین،زندگی مرگ است .به

۱۳۸۹ تیر ۵, شنبه

همه پیروزی های روزانۀ من

نویسنده : رضا ایرانی (دانشجوی مخابرات- دانشگاه علمی کاربردی )
امروز ساعت 15/6 یعنی یک ربع زودتر از زمانی که قرار بود گوشی موبایلم با ان صدای انکر الاصواتش بیدارم کند، اولین فحش را نثار زندگی کردم . خیلی وقت ها این اتفاق برایم می افتد . شاید این نبردی است که بین طبیعت و تکنولوژی ایجاد شده و طبیعت در پی اثبات این نکته است که هنوز هم انسان از ساخته دستش یک گام جلوتراست. به هر حال از اینکه فتنه ی این دستگاه